مادر مهربان
همیشه که نباید ما برای شما روضه خوانی حیات وحش و حیوانات را برگذار کنیم. بگذارید کمی این بار با هم بخندیم... آن هم به واسطه تصور سگ بودن...
------------------------------------------------------------------------
پسر : مامان، چرا تو سفیدی و من سیاهم؟
مادر: بچه بیخیال شو، بعد از اون پارتی کوفتی اون شب، شانس آوردی که الآن واق واق نمی کنی...!
+ نوشته شده در ۱۳۸۸/۰۸/۰۵ ساعت 3 AM توسط دکتر هومن
|
خاطرات تلخ و شیرین کار کردن با حیوانات را با شما مرور می کردم.الآن کارهای دیگری هم می کنم!