تاریخ نگاران امروز و حیوانات خانگی

پست امروز آخرین مقاله ام در کارگزاران است. لینک هایش را می گذارم و مطلب سانسور نشده اش را در ادامه مطلب بخوانید.

متن pdf

متن HTML

ادامه نوشته

ماجراهای مانلی2

 

دنیا آمدندخترم، مانلی دقیقا همزمان شد با سفرم به روسیه برای آوردن ۶ عدد دلفین خوشگل به ایران. پس وقتی داشتیم اسم برای دلفین های جدید انتخاب می کردیم، معلوم بود که اسم یکی ازخانم دلفین ها را می گذاریم مانلی. اتفاقا این دلفین عزیز چند ماه پیش زایمان کرد و قرار بود اگر بچه اش پسر شود اسمش را بگذارند هومن !!! ولی خوشبختانه یا متاسفانه نشد.اون داستان کره اسب یادتان هست که؟

حالا دوتا عکس در ادامه میگذارم که هردوشون "مانلی " هستند . 

ادامه نوشته

حمام عمومی سگ ها !

در این زمونه که همه میخوان همه چیز رو گربه شور کنن ما به فکر حمام کردن سگها افتادیم.حدود به ماه پیش با بچه های وفا تصمیم گرفتیم سگهای مجموعه رو حمام ضد کنه کنیم چون کنه مثل خیلی جاهای دیگه! ،به جان سگهای پناهگاه وفا هم افتاده بود.لذا لباس رزم به تن کردیم و رفتیم سراغ سگها.حمام  ضد کنه بیش از دویست سگ گنده که در انتها همگیشان سالم بوده و هیچ تلفاتی ندادیم(البته در سگها، تلفات انسانی که بعد از تمام شدن کار نای تکان خوردن هم نداشتند، کم نبود!) و همگیشان دست لیسان به قفس هایشان برگشتند.
یکی از دوستان اصرار داشتند که عکسها را در وبلاگ بگذارم تا حس حیوان دوستی بینندگان عزیز را کمی قلقلک دهیم.راستی کاش به فکرمان رسیده بود به اینهایی که برای ثبت بزرگترین ساندویچ شترمرغ از طرف گینس آمده بودند می گفبیم بیایند و ما را با بزرگترین حمام عمومی سگها در کتابشان ثبت می کردند. ولله، کدامتان تا حالا دیده اید یا شنیده اید که دویست و خورده ایی سگ را یکجا حمام کنند. تازه این جزو معدود حمام عمومی های ایران است که علاوه بر سرباز بودن، مختلط هم هست !(آقایان هول نشوند، مال سگهاست!)

پس این شما و این هم سگهای وفا و آدمهای با صفا!

ادامه نوشته

از شوخی با گربه‌ها در تهران تا کشتار سگ‌ها در مشهد

 

این مطلب ‌‌نوشته امروزمه توی کارگزاران.

اینم لینکش   http://www.kargozaaran.com/ShowCategory.php?fld_Cat_No=9

خیلی برایم جالب است. تا به حال فكر كرده‌اید كه چرا ما ایرانی‌ها همواره درگیر یك تضاد مداوم از درون خویش با بیرون‌مان هستیم؟ «به‌طور معمول، نه، در رابطه با آن چیزی كه در فكرمان می‌چرخد حرف می‌زنیم، نه كاری را كه می‌گوییم، انجامش می‌دهیم و نه كاری را كه انجام می‌دهیم، راجع به آن فكر می‌كنیم (به‌طور عام می‌گویم، به خودتان نگیرید!). نمی‌دانم ریشه این تضاد در كجاست. اما می‌دانم كه هست «می‌خواهید به چند نمونه كوچك كه همین یكی دو هفته اخیر( و بعضا هفته‌ها!) اتفاق افتاده توجه كنید؟

1 - هیچ دقت كرده‌اید، شده حتی اگر میوه‌های خوب و گرانقیمت‌مان بپوسد و دور بریزیم، می‌ریزیم، اما برای میهمان‌مان نگهش می‌داریم و خود لب به آن نمی‌زنیم «درست مثل تعارفات قبل از ورود از یك در! همدیگر را هول می‌دهیم و دعوای‌مان هم می‌شود كه آخر از همه داخل شویم و اتفاقا وقتی آخر می‌شویم احساس سرخوشی می‌كنیم، اما پشت فرمان ماشین، سر چهار راهی كه جلویش هم ترافیك است، حاضریم تصادف بكنیم، هزار لیچار هم بار هم بكنیم، اما راه ندهیم به ماشین بقلی كه اتفاقا راهش هم باز است!
2- یادتان هست راجع به طرح عقیم‌سازی گربه‌ها در همین ستون برایتان نوشتم و آرزو كردم كه به بایگانی تاریخ نپیوندد؟ چند روز بعد از آن مسوولان شهرداری تهران اعلام كردند كه اصلا همچنین طرحی نداشته‌اند و ظاهرا شوخی خواسته‌اند بكنند با گربه‌ها یا ما !و انتشار این خبر را شیطنت بعضی رسانه‌ها نامیدند «بیچاره گربه‌ها را بگو كه به چه تنلرزه‌ای افتاده بودند!»
3 - اصولا آدم‌های بامزه‌ایی هستیم، دقیقا جایی كه قرار هست حسابی جیب طرف را بتكانیم و پول قلمبه‌ایی بگیریم، اسم آنجا را می‌گذاریم «غیر انتفاعی»!
4 - معمولا ركیك‌ترین شوخی‌ها و الفاظ از این دست را با عزیزترین و صمیمی‌ترین دوستان‌مان قسمت می‌كنیم و نثارشان می‌داریم اما محترمانه‌ترین گفتارها را با غریبه‌ها و حتی كسانی كه گاها از آنها شاید متنفر هم هستیم وا می‌گوییم «می‌گویید نه؟ كمی دیالوگ‌های چند ساعت اخیر خود را مرور كنید، به‌خصوص صحبت با رئیس‌تان را !
5 - مدیرعامل سازمان بازیافت شهرداری مشهد در عین حال كه از كشتن و معدوم‌سازی 4085 قلاده سگ خبر می‌دهد، درست در پارگراف بعدی از سگ به عنوان دوست قدیمی بشر نام می‌برد كه به قدمت چند هزار سال است این دوستی و مودت و از نقش مفید آن در زندگی بشر و... پارادوكس مضحكی است نه؟
6 - درازترین ساندویچ از گوشت بزرگ‌ترین پرنده روی زمین را طبخ می‌كنیم در یكی از بزرگ‌ترین پارك‌های تهران برای ثبت در كتاب برترین‌ها بعد، قبل از آنكه اندازه‌اش بگیرند، به عنوان یكی از متمدن‌ترین ابنا بشر به آن یورش می‌بریم و تكه‌تكه‌اش می‌كنیم «جالب‌تر آنكه تنها، زحمت رفتگران پارك را زیاد كردیم برای جمع‌آوری لقمه‌های آن ساندویچ كه نخوردیمش «همین» من كه گفتم ملت جالبی هستیم!
7 - چه دفعات شده كه فروشنده‌ای هنگام فروش جنسش، بارها و بارها «آقای مهندس»خطابم كرده است، كه شاید عقده خود كم مهندس بینی‌ام را تحریك كند به خریدی از او. اما هم من هم او می‌دانستیم كه مهندسی در كار نیست «اما رسانه ملی‌مان و بعضی رسانه‌های غیر ملی دیگر، مدام كسی را دكتر خطاب می‌كنند كه خودش كتبا و شفاها به تقلبی بودن مدركش اعتراف كرده است!
8 - نزدیك به 40 كشور در جهان، «انجمن اسبچه خزر»را به ثبت رسانیده‌اند و بیش از 3000 كلوپ دوستداران گربه ایرانی در جهان داریم «گربه ایرانی كه از نامش پیداست كجایی است و اسبچه خزری كه سرمنشا تك‌سمی‌هاست. اما اكثر ما ایرانی‌ها اصلا نمی‌دانیم كه اسبچه خزری چه شكلی هست و این را هم شاید كم بدانیم كه جهانیان، ما ایرانی‌ها را به دو چیز می‌شناسند اول فرش ایرانی و دوم گربه ایرانی !
برای حسن‌ختام بگویم، كتاب ارزشمند «راهنمای صحرایی پستانداران ایران» به قلم مهندس هوشنگ ضیایی به چاپ دوم رسید كه می‌تواند به عنوان تنها مرجع این موضوع در اختیار دوستداران جانوران و محققان قرار گیرد ارزش این كتاب از آن جهت است كه اطلاعات به‌روز شده از گونه‌ها و بعضا طبقه‌بندی آنها كه 36 گونه جدید نسبت به چاپ اول به آن اضافه شده، در اختیار خواننده قرار داده است «دست مریزاد هوشنگ خان»

شطرنج زمونه

 
چند وقت پیش یکی از دوستانم این شعررو برام فرستاد.الآن داشتم یه کم، مطالب و فایل های لب تاپم رو مرتب می کردم که دوباره دیدمش. حیفم آمد که شما هم نخونینش.مثل این که قراره داریوش خواننده از این به عنوان ترانه آخرین کارش استفاده کنه.درضمن موضوع این پست خیلی هم بیربط به دردسرهای دامپزشک نیست.هشت تا از مهره های شطرنج حیوونند خب!!!.پس یه جورایی به من هم مربوط می شه .سه چهارمش مال شما بک چهارمش هم مال من ! 
 
 
 
از پس پرده نگا کن
مثل شطرنجه زمونه
هرکسی مثل یه مهره توی این بازی میمونه
یکی مث ما پیاده
یکی صدساله سواره
یه نفر خونه به دوشه
یکی دوتا قلعه داره
یه طرف همه سیاه و یه طرف همه سفیدن
روبروی هم یه عمره مارو دارن بازی میدن
اونا که اول بازی توی خونه تو من جلو پای اسب دشمن مهره ها رو سر بریدن
ببین امروزم توبازی همشون شاه و وزیرن
هنوزم بدون حرکت پشت ما سنگر میگیرن
تاج و تخت شاه دیروز در قلعشون نمیشه
به خیالشون که این تاج سرشونه تا همیشه
یادشون رفته که اون شاه که به صد مهره نمی باخت
تاج و از سرش تو میدون لشگر پیاده انداخت

نتیجه نظر سنجی از شما

این هم نتیجه نظرات شما در مورد نوشته های شهریور ماه.

 

گراز دریایی(شیر ماهی کودن)

 

 

حتما شما هم اصول اولیه ای را برای کارتان در برنامه روزانه دارید.اگر مهندس هستید کلاه ایمنی می گذارید،اگر جوشکارید عینک مخصوص می زنید، اگر گارسون هستید پیشبند مخصوصتان را می بندید و ما دکتر ها هم بالطبع، روپوش سفیدمان را می پوشیم! به هر حال ما توانایی و تخصص آدمها را معمولا از روی لباسشان تشخیص می دهیم. نمونه بارزش را در فیلم" مارمولک "می بینیم.یک تغییر لباس ساده قهرمان داستان را از قعر حضیض، پرت می کند به اوج عزت.

ادامه نوشته