این مقاله یا شاید جوابیه، قرار بود در آخرین شماره روزنامه اعتماد ملی که در نیامد، یعنی سه شنبه ۲۷ مرداد ماه چاپ بشود که نشد. به هر حال از آنجا که مطلب به روز بود ولی روزنامه به روز نشد!!! آن را برایتان گذاشتم تا بخوانید.
یک خواهش هم دارم، هر کس که به اینجانب نظر لطفی دارد و یا به حیوانات علاقه مند است حیوانات بی سرپرست وفا را فراموش نکند. کمک حنما نباید مالی باشد، هر کمکی، هر حرکتی که از دست هر کس بر بیاید می تواند بارقه امیدی باشد برای این مخوقات پروردگار. باور کنید صدها جفت چشم مهربان و بی گناه منتظر کمک های شماست.
" بی گناهانی با چشمانی مهربان"
می دانم در این زمانه که همه به فکر کشتی پر تلاطم کشورمان و اینهمه خبرهای ریزو درشت بعد ازاتفاقات اخیرهستیم، اگر بخواهم صحبتی از حقوق حیوانات بکنم به من خرده می گیرید، ولی چه کنم؟ کار من این است. شاید این مسئله هم یک جور هایی دغدغه ای باشد برای کسانی مثل من که دنیا را مثل خیلی ها یکسویه نمی نگرند. شاید اگریاد بگیریم که با حیوانات مهربان باشیم، اگر حق و حقوق آنها را پایمال نکنیم، اگربه آنها هم اجازه زندگی درخوربدهیم و شاید های دیگر... آنگاه می آموزیم که همه ما بر روی این کره خاکی به یک اندازه حق استفاده از مواهب الهی را داریم و می آموزیم که موجود دو پایی به نام انسان به بهانه اشرف مخلوقات بودن حق انجام هر گونه تخریبی را بر روی زمین و با مخلوقات خدا ندارد.
من و همه شما می دانیم که موضوع حیوانات خانگی و بخصوص سگ و صاحبانشان آماج بدترین توهینها و هجمه ها و حتی برخوردهای فیزیکی و اجتماعی از طرف مسئولین و جریان های فکری خاصی قرار داشته و دارند. بطبع من نیز به نوبه خود به عنوان حامی حیوانات و محیط زیست، در چند ده مقاله ایی که برای روزنامه وزین اعتماد ملی و دیگر روزنامه ها نوشته ام سعی کرده ام که دید منفی حاکم بر اذهان را برای خوانندگان، نسبت به این موضوعات تغییر دهم. از ابراز تشکر از امام جمعه محترم کاشمر به خاطر دفاع جانانه شان از حقوق حیوانات تا اعتراض به از ریشه در آوردن درختان کهنسال به بهانه خرافه پرستی در گیلان. اما متاسفانه در تاریخ 15 مرداد ماه، مقاله ای ( pdf )در صفحه اقتصادی! روزنامه تان خواندم که سخت مرا متعجب ساخت. مقاله ایی که در آن، مطالبی بزرگنمایی شده، بعضا غلط و حتی توهین آمیز در رابطه با فروشندگان حیوانات خانگی، سگ و حتی دامپزشکان ! شاغل در این رشته ذکر شده بود. جالبتر آنکه از فحوا مطلب و اطلاعات و اعداد و ارقام داده شده کاملا مشخص است که نویسنده محترم آن مقاله با این مقوله هیچ آشنایی ندارند و صرفا خواسته مطلبی بنویسد باری به هر جهت.
با هم مروری هرچند اجمالی می کنیم مقاله مورد نظر را :
1 - "کنار بزرگراه ها، توله سگهايي در جعبههاي ميوه هستند و مردي ادعا ميکند تولههاي دوبرمن خودش است که به خاطر مشکل مالي آنها را ميفروشد. اما در نهايت، بعد از 6 ماه دوبرمن کوچولوها سگ ولگرد از آب درميآيند!"
من متوجه نشدم در این جمله، ایشان به چه چیزی دارد اعتراض می کند! اولا که در کنار اتوبان ها معمولا چوبدارها ایستاده اند و گوسفند می فروشند، نه سگ! محل فروشندگان شیاد مورد نظر ایشان معمولا در کوچه پس کوچه های شمال شهر است که در آنجا طعمه های ساده لوحشان را صید می کنند. ثانیا سگ بیگناه چه گناهی کرده که به جبر جغرافیایی و ژنتیکی به قول ایشان"ولگرد" از آب درآمده اند نه "دوبرمن"؟ زیرا از نظر من هیچ موجودی حتی سگ، بالنفسه ولگرد نیست و این ما انسان ها هستیم که هر صفتی را می خواهیم به موجودات می دهیم. ثالثا چندین برابراین "فروشندگان سگهای ولگرد" که فروشندگان انواع مواد مخدر و سی دی های مستهجن و هزار و یک چیز دیگر در کنار خیابان ها داریم که جای نوشتن صدها مقاله دارد و... . آیا سواستفاده چند شیاد "سگ ولگرد فروش"، ازبی اطلاعی همشهری های علاقه مند به حیوانات، گناه سگ ها ست، یا گناه مسئولین ذیربط که در کلانشهری چون تهران،هنوز محلی مناسب برای خرید و فروش حیوانات خانگی نداریم؟
2-در جایی ازمقاله، از نبود نظارت بر کار کلینیک های دامپزشکی گفته بودند و قیمت های سرسام آوری که توسط "دامپزشکان سودجو"! از مراجعه کنندگان گرفته می شود. ازاین که همکاران شریفم که پاسدار دومین ثروت کشور یعنی منابع دامی ، بعد از نفت هستند و در گرما و سرما و در سخت ترین شرایط حافظ بهداشت و کنترل بیماری های کشنده را با لقب "سودجو" نامیدند، جا برای شکایت از ایشان توسط صنوف مختلف دامپزشکی باز است. درضمن به ایشان یاد آوری می کنم که دامپزشکان شاغل در بخش خصوصی توسط دو نهاد "سازمان دامپزشکی کشور" و همچنین "سازمان نظام دامپزشکی کشور" به طوردائم تحت نظارت قرار داشته و هر دامپزشک موظف است تا گزارش کارکرد خود را به طور ماهیانه به این سازمانها بفرستد که توسط آنها مورد بررسی قرار گیرد. در مورد دستمزد های غیر واقعی هم که نوشته بودند باید گفت، به دستور واحد های قانون گذار، حق ویزیت، امور درمانی وحق العمل جراحی ها ی حیوانات خانگی بصورت توافقی بین دامپزشک و صاحب بیمار است، یعنی صاحب حیوان حق دارد دامپزشکش را بر اساس شرایط وی انتخاب کند و هیچ اجباری برای آنها وجود ندارد. به هر حال من مشکل نویسنده را با این امر متوجه نشدم!
3- "همين اوضاع و عدم نظارت دقيق و صحيح باعث شده كه برخي از فارغالتحصيلان پزشكي به خاطر عدم وجود بازار كار مطبهاي غيررسمي داير كنند و به جاي معاينه انسان ـ رستهاي كه در آن تخصص دارند ـ به مداواي حيوانات بپردازند".
می خواستم جلوی این نوشته یک "بدون شرح" بگذارم ، چون به شوخی بیشتر شبیه است تا واقعیت اما حیفم آمد. زیرا در وضعیت آشفته اقتصادی که حتی ما و دیگران را برای گذران زندگی، به فکر شغل دوم و سوم در کنار کارمان انداخته و از دور و نزدیک می شنوم که بعضی از همکاران درمانگاه های خود را به خاطر کم شدن تمایل افراد جامعه به داشتن حیوانات خانگی و صرف نداشتن، به حالت تعطیل درآورده اند، شنیدن این حرف ها تعجب برانگیز به نظر می رسد. به هر حال خدمت پزشکان عزیز، ورود به حیطه حیوانات خانگی را خیر مقدم عرض کرده و به نوبه خود خواهش می کنم اگر به این درآمد های عظیمی که دوستمان اشاره کردند رسیدند، به ما هم یک خبری بدهند! جای دوری نمی رود!
4- "هرچند كه اعمال جراحي روي حيوانات خانگي در ساير كشورها جا افتاده است اما عمل جراحي سگ در ايران حرف تازهاي است! كلينيكهاي معدودي اين كارها را انجام ميدهند، آن هم در سطح خيلي محدود."
خدمت نویسنده محترم عرض کنم که اولا جراحی بر روی سگ در ایران حرف تازه ایی نیست و اگر نخواهیم خیلی دور برویم ، مثلا به زمان ایران قبل از اسلام، سابقه آن به صورت آکادمیک بر می گردد به سال 1293 شمسی که توسط سوئدی ها اولین دانشکده دامپزشکی در ایران تاسیس شد و درآن علاوه بر حیوانات دیگر، سگها هم مورد درمان و جراحی قرار می گرفتند. ثانیا سطح جراحی دامپزشکی در کشورمان بخصوص در زمینه حیوانات خانگی، اصلا هم محدود نیست. نمی گویم مقالات علمی و یا تحقیقات منتشره توسط همکارانم را در کنگره های مختلف داخلی و خارجی مطالعه کنند. بلکه، ایشان اگر به آرشیو همین روزنامه اعتماد ملی مراجعه کنند حد اقل به 6 مورد گزارش برمی خورند که برای اولین بار در خاور میانه و حتی آسیا، جراحی های بسیار پیچیده و سخت در کشور عزیز خودمان تنها در مرکز جراحی اینجانب توسط تیم متخصص جراحی دامپزشکی بر روی سگ انجام گرفته.از جراحی هایی مانند پیوند قرنیه گرفته تا شکستگی های پیچیده ستون فقرات. حالا اگر اینها به چشم ایشان نمی آید و جراحی های خیلی معمولی و محدود هستند، بحثی است جدا! ثالثا به ایشان پیشنهاد می کنم مطالعه کردن را هم به برنامه های ماهانه یا سالانه شان اضافه کنند.
5- جالب ترین قسمت این مقاله آنجاست که در جدولی، نام نژاد های مختلف سگ در یکسو ودرمقابل آن قیمت آنها درج شده بود. گذشته از آنکه اطلاعات داده شده در این جدول کاملا اشتباه است، یکی از نژاذ ها را به نام Avlailable ذکر کرده بودند. من هرچه به مغز خود فشار آوردم که این چه نژادی است که من تا بحال چیزی از آن نشنیده بودم، به جایی نرسیدم.بعد از کلی فکر کردن فهمیدم که ایشان با مراجعه سرسری به سایت های اینترنتی فروش حیوانات و نوشتن نام نژاد زیرعکسهای حیوانات آن سایت ها در جدول مذکور، یک عددی هم برای قیمتش گذاشته اند و وسلام. احتمالا زیر عکس سگی، عبارت مورد نظر نوشته شده بود، یعنی این سگ در حال حاضر در دسترس و قابل ارائه است و دوست نویسنده فکر کرده اند که Avlailable مثلا نام نژادی از سگ است! درضمن خدمت ایشان متذکر شوم که املاء صحیح آن کلمه، Available است و متاسفانه هنوز نژادی به این نام ثبت نشده!.
واقعا با این همه مشکلات و معضلات اقتصادی ریز و درشتی که داریم، اینجانب که هیچ چیزی از اقتصاد سر در نمی آورم حاضرم حد اقل بیست موضوع درجه اول بدهم که بشود مدتها راجع به آن مطلب نوشت، آنوقت فضای صفحه اقتصادی روزنامه وزینی چون اعتماد ملی را اختصاص داده اید به مضرات نگهداری از سگ! مگر همکاران دیگرتان در پهنه این کیهان در جریده هایی که نمی خواهم نامشان را بیاورم، کم بد و بیراه نثار این مخلوقات خدا می کنند که شما هم وقت خود و خوانندگان را اینگونه تلف می کنید؟
سخن کوتاه می کنم که اگر بخواهم بگویم مثنوی هفتاد من کاغذ می شود.در پایان نقل قولی آموزنده از مولای متقیان حضرت علی(ع) را در مورد سگ میاورم تا شاید کمی با نگاهی مهربانتر به مخلوقات خداوند بنگریم. از حضرت نقل است که این حیوان دارای 10 خصیصه است که مومن بر داشتن آنها سزاوارتر است:
1- سگ را در میان مردمان قدری نیست که این همان حال مسکینان و بیچارگان است.
2-دوم آنکه مالی و ملکی از آن او نیست که این همان صفت مجردان است.
3-سوم آنکه او را خانه و لانه ای معین نیست و هرجا رود رفته است و این علامت متوکلان است.
4-چهارم آنکه اغلب اوقات گرسنه است و این عادت صالحان است.
5-پنجم آنکه اگر صاحبش او را صد تازیانه بزند در خانه اورا رها نمیسازد و این علامت مریدان است.
6-ششم آنکه شب هنگام بجز اندکی نمی آرامد و این حالت محبان و دوستداران است.
7-هفتم آنکه رانده می شود و ستم می کشد لیکن چون بخوانندش بدون دلگیری باز می گردد و این نشانه فروتنان است.
8-هشتم آنکه بهرخوراک که صاحبش به او می دهد راضی است و این حال قانعان است.
9- نهم آنکه بیشتر لب بسته و خاموش است و این حال خائفان است.
10- دهم آنکه چون بمیرد میراثی از خود بجا نگذارد و این حال زاهدان است.