تبليغاتX
دردسرهای یک دامپزشک
قسمت سوم سفرنامه بیطارباشی در اندرونیبه روز شده. خدا بگویم این شازده را چه بکند که ما را از کار و زندگی انداخته . اگر قسمت های قبلی را نخواندید، اول مجلد قبلش را بخوانید بعد این را...

بخوانید و ...

+ نوشته شده در 88/01/28ساعت 2 AM توسط دکتر هومن |

قسمت دوم سفرنامه بیطارباشی همایونی که ما باشیم در اندرونی منتشر شده.بخوانید و همانجا یا همینجا نظر بدهید.

البته شنیدیم در ایالات محروسه ایتالیا زلزله آمده. فکر کنیم شازده هوس بازی "بالا بلندی" به سرشان زده!!!

من و شازده تپل میرزا

+ نوشته شده در 88/01/17ساعت 5 PM توسط دکتر هومن |

 

من که خیلی خنده ام گرفت.باز بگین ما دامپزشکها سلیقه نداریم.

+ نوشته شده در 88/01/15ساعت 4 PM توسط دکتر هومن |

 

چند وقتی بود که از ما خبری نبود که حتما در جریان هستید. به هرحال همین الآن از ما خبر شد.اکنون که این نوشته ها را می نویسم در بلاد غربت هستم و در لحظه شماری برای بوییدن هوای پر از دود تهران. اصلا گاهی که اینجا دلمان خیلی تنگ می شد سرمان را می کردیم در لوله اگزوز اتوبوس های اینجا و نفس عمیق می کشیدیم که کمی حالمان جا بیاید و یاد تهران خودمان بیافتیم. گفتیم خاطراتمان را برایتان بنویسیم تا ما را از یاد نبردید.

ماجرای خروج از ایران به قصد انجلیس 

تا اینجا را نوشتیم. بقیه را در اندرونی بخونید. چون قول دادیم به شازده که این نوشته مختص ایشان باشد انشالله. آنجا بخوانید ولی نظراتتان را همینجا بدهید تا ببینیم چه گذشته بر ما ...

منتظر بقیه باشید...

 

+ نوشته شده در 88/01/04ساعت 6 PM توسط دکتر هومن |